مطالعه‌ی پدیدارشناسانه‌ی تجربه‌ی گسست از واقعیت و مکانیزم‌های گذر از آن در افراد مبتلا به اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت [Persian Thesis]

مائده حسینی رودپشتی

شناسگر رکورد: ۵۲۸۱۲
رشته تحصیلی: روانشناسی بالینی
عنوان: مطالعه‌ی پدیدارشناسانه‌ی تجربه‌ی گسست از واقعیت و مکانیزم‌های گذر از آن در افراد مبتلا به اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت
نويسنده: مائده حسینی رودپشتی
استاد راهنما : دکتر مرضیه هاشمی
دکتر سیدعلی کاظمی رضایی
مقطع تحصیلی : کارشناسی ارشد
دانشگاه : خاتم
تاریخ دفاع : ۱۴۰۵
چکیده: پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناختی تجربه زیسته گسست از واقعیت و واکاوی مکانیزم‌های گذر از آن در افراد دارای علائم مسخ شخصیت/مسخ واقعیت انجام شد. پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت‌کنندگان شامل هشت نفر از افراد دارای اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت بودند که به‌روش نمونه‌گیری هدفمند و بر مبنای معیارهای ورود انتخاب شدند. داده‌ها در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته از افراد مبتلا که به مراکز خدمات روان‌شناسی شهر تهران مراجعه کرده یا از طریق فراخوان اعلام همکاری نمودند جمع آوری گردید و با استفاده از روش هفت‌مرحله‌ای کولایزی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد تجربه گسست از واقعیت، پدیده‌ای چندبعدی است که در آن پیوند بدیهی فرد با جهان پیرامون، بدن، خود، احساس عاملیت، زمان، معنا و زندگی هیجانی دچار تزلزل می‌شود. مضامین اصلی شامل دگرگونی در تجربه واقعیت و جهان پیرامون؛ گسست از خود، بدن و هویت؛ تجربه تهدید و ترس از فروپاشی خود و واقعیت؛ تلاش برای بازگرداندن احساس بدن و اتصال به واقعیت؛ بازسازی احساس «خود» و اطمینان از وجود و واقعیت؛ جست‌وجوی شناختی و اطمینان‌جویی از طریق اینترنت و هوش مصنوعی؛ و دگرگونی در تجربه هیجانی، شناختی و ظرفیت لذت بود. هسته مشترک تجربه شرکت‌کنندگان را می‌توان فاصله میان «دانستن واقعیت» و «احساس‌کردن واقعیت» دانست؛ به‌گونه‌ای که افراد، با وجود آگاهی از تغییرنکردن واقعی جهان، بدن و دیگران، قادر نبودند آن‌ها را همچون گذشته آشنا، زنده و ملموس تجربه کنند. شرکت‌کنندگان برای بازگرداندن احساس حضور و واقعیت، از راهبردهای گوناگون بدنی، حسی، شناختی، ارتباطی و دیجیتال استفاده می‌کردند. بااین‌حال، برخی از این راهبردها، از جمله ایجاد درد، استفاده افراطی از سرما، مصرف سیگار یا جست‌وجوی تکراری برای کسب اطمینان، می‌توانند بالقوه آسیب‌زا یا تداوم‌بخش چرخه اضطراب باشند و نباید به‌عنوان توصیه درمانی تلقی شوند. نتایج بر ضرورت توجه درمانگران به زبان تجربه زیسته مراجعان، ارزیابی افتراقی دقیق، مکانیزم‌های گذر ایمن و فردمحور، مدیریت اطمینان‌جویی دیجیتال، کاهش انگ و توجه به ابعاد وجودی و معنایی تجربه گسست تأکید می‌کند.
واژگان کلیدی: مسخ شخصیت
مسخ واقعیت
تجربه گسست
تجربه زیسته
پدیدارشناسی توصیفی
مکانیزم‌های گذر
Register Number Part3 Version Volume Part Part2 Reference Call Number lended Date Back Description
285086 1
Copyright 2026 by Payam Hannan co ltd. PayamLib.com