| شناسگر رکورد: | ۵۲۶۸۸ |
| رشته تحصیلی: | برنامه ریزی سیستم های اقتصادی |
| عنوان: | بررسی تأثیر سیاستهای پولی بر بخش مسکن با درنظرگرفتن خانوارهای ناهمگن در قالب مدل تعادل عمومی پویای تصادفی |
| نويسنده: | محمدرضا رحمانپور |
| استاد راهنما : | دکتر شعله باقری پرمهر دکتر سیدهادی موسوی نیک |
| مقطع تحصیلی : | کارشناسی ارشد |
| دانشگاه : | خاتم |
| تاریخ دفاع : | ۱۴۰۴ |
| چکیده: | بخش مسکن در اقتصاد ایران نقشی بنیادین در تأمین نیازهای اساسی خانوارها، تشکیل سرمایه و انتقال اثر سیاستهای پولی دارد. با توجه به ناهمگنی خانوارها از نظر درآمد، نقدینگی، ساختار ترازنامه و وابستگی به اعتبار، واکنش آنها به سیاستهای پولی یکسان نیست و نادیده گرفتن این تفاوتها میتواند تحلیل را گمراهکننده کند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات سیاستهای پولی بر بخش مسکن با در نظر گرفتن ناهمگنی رفتاری خانوارها، با استفاده از دادههای هزینه و درآمد مرکز آمار ایران (سال ۱۴۰۲)، خانوارها را در سه گروه صبور، غیرصبور و کارآفرین طبقهبندی میکند و در چارچوب «مدل تعادل عمومی پویای تصادفی» واکنش اقتصاد را نسبت به سه تکانه ساختاری شامل تکانه انقباضی سیاست پولی، تکانه مثبت بهرهوری و تکانه ترجیحات مسکن شبیهسازی میکند. یافتههای این پایان نامه نشان میدهد که تکانه انقباضی پولی باعث کاهش قابلتوجه تولید و افت شدید قیمت حقیقی مسکن میشود. افت قیمت مسکن کانال وثیقه را فعال کرده و بیشترین فشار را بر خانوارهای کارآفرین و غیرصبور وارد میکند؛ زیرا کاهش ارزش وثیقه دسترسی آنها به اعتبار را محدود میسازد. در مقابل، خانوارهای صبور به دلیل اتکا بر پس انداز و داراییهای نقدی، کاهش مصرف ملایمتری را تجربه میکنند. این نتیجه، اثرات توزیعی و نابرابریآفرین سیاست پولی در اقتصاد ایران را برجسته میکند. در واکنش به تکانه مثبت بهرهوری، تولید و دستمزد حقیقی افزایش مییابد اما به دلیل وابستگی نظام اعتباری به ارزش داراییهای ملکی، کاهش قیمت مسکن مانع از انتقال این بهبود به رشد پایدار مصرف و اعتبار میشود. بنابراین، اگرچه خانوارهای صبور و بنگاهها از افزایش فعالیت حقیقی بهرهمند میشوند، خانوارهای غیرصبور همچنان با محدودیت اعتباری مواجهاند. در برابر تکانه مثبت ترجیحات مسکن، قیمت حقیقی مسکن جهش میکند و تقاضای مسکن افزایش مییابد. خانوارهای کارآفرین با بهرهگیری از افزایش ارزش وثیقه، مصرف و سرمایهگذاری خود را بهطور پایدار افزایش میدهند؛ در حالی که خانوارهای غیرصبور تنها بهطور موقت از شرایط اعتباری آسانتر بهرهمند میشوند و سپس در برابر بازگشت شرایط بازار آسیبپذیرتر میشوند. این الگو نشاندهنده حساسیت بالای اقتصاد ایران نسبت به رونقهای احساسی و سفتهبازانه در بازار مسکن است. بهطور کلی، نتایج نشان میدهد که اثربخشی سیاست پولی در ایران به دلیل نرخ بهره حقیقی منفی و ساختار وثیقهمحور نظام اعتباری محدود است؛ بنابراین، اصلاحاتی مانند پیوند دادن اعتبار به ارزش واقعی وثیقه، افزایش تدریجی آزادی نرخ بهره و اعمال سیاستهای کلاناحتیاطی در بازار مسکن برای کاهش نوسانات و افزایش اثربخشی سیاست پولی ضروری است. |
| واژگان کلیدی: | سیاست پولی بخش مسکن خانوارهای ناهمگن مدل تعادل عمومی پویای تصادفی کانال وثیقه واکنش ضربهای |
| شماره ثبت | جزء | نسخه | جلد | بخش | قسمت | مرجع | شماره بازیابی | در دست امانت | تاریخ بازگشت | ملاحظات | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 285044 | 1 |
جهت مشاهده فایل دیجیتال با حساب کاربریتان وارد شوید