تبیین و ارائه الگوی گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران از دیدگاه حسابرسان [پايان نامه فارسي]

ساسان حبیبی

شناسگر رکورد: ۵۲۸۰۷
رشته تحصیلی: حسابداری
عنوان: تبیین و ارائه الگوی گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران از دیدگاه حسابرسان
نويسنده: ساسان حبیبی
استاد راهنما : دکتر رضوان حجازی
استاد مشاور: دکتر لیلا زمانی
دکتر مرتضی اسدی
مقطع تحصیلی : دکتری تخصصی
دانشگاه : خاتم
تاریخ دفاع : ۱۴۰۵
چکیده: گزارشگری مسائل عمده حسابرسی (KAMs) به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین تحولات در حرفه حسابرسی طی دهه اخیر، با هدف اصلی افزایش شفافیت، بهبود محتوای اطلاعاتی گزارش حسابرس و کاهش شکاف انتظارات میان حسابرسان و استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی شکل گرفته است. با این حال، علی‌رغم الزامات استاندارد بین‌المللی حسابرسی شماره ۷۰۱ (ISA ۷۰۱)، اجرای اثربخش این رویکرد در عمل با چالش‌های متعددی مواجه است، زیرا فرایند شناسایی، اولویت‌بندی و افشای مسائل عمده صرفاً تابع ضوابط فنی نبوده و به‌شدت از قضاوت حرفه‌ای، ویژگی‌های فردی حسابرس، ساختارهای نهادی و شرایط محیطی تأثیر می‌پذیرد. پیچیدگی‌های اقتصادی، تحریم‌ها، نوسانات ارزی، ساختار ویژه حاکمیت شرکتی در ایران و نیز سطح ناهمگون سواد مالی استفاده‌کنندگان، همگی عواملی هستند که ضرورت ارائه یک الگوی بومی و مبتنی بر واقعیت‌های حرفه‌ای را برای گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران دوچندان می‌سازند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین و ارائه الگوی جامع گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران از دیدگاه حسابرسان، با بهره‌گیری از رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. در مرحله کیفی پژوهش، از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد با رویکرد نظام‌مند استراوس و کوربین استفاده گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۲۰ نفر از خبرگان و صاحب‌نظران حوزه حسابرسی و بازار سرمایه جمع‌آوری شد. مشارکت‌کنندگان شامل مدیران فنی، مدیران ارشد و اعضای هیئت‌عامل سازمان حسابرسی، شرکاء و مدیران مؤسسات حسابرسی معتمد بورس و اوراق بهادار تهران، و نیز اعضای کمیته حسابرسی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس بودند. تمامی مشارکت‌کنندگان دارای حداقل ۲۰ سال سابقه حرفه‌ی مستمر و تجربه مستقیم در زمینه گزارشگری مالی و حسابرسی بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و با لحاظ اصل اشباع نظری انتخاب شدند. فرایند تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA مورد پشتیبانی قرار گرفت. پس از تحلیل دقیق داده‌ها، تعداد ۷۲۴ کد اولیه استخراج گردید که پس از پالایش و حذف کدهای تکراری و هم‌پوشان، به ۱۷۲ مفهوم نهایی و در نهایت به ۱۲ مقوله اصلی تقلیل یافت. این مقوله‌ها در قالب مدل پارادایمی و در شش بُعد اصلی شامل شرایط علّی، شرایط مداخله‌گر، شرایط زمینه‌ای، بُعد تعاملی، پدیده محوری و بُعد پیامدی ساختاردهی شدند. بر اساس یافته‌های بخش کیفی، آموزش تخصصی حسابرسان، ویژگی‌های فردی حسابرسان (شامل استقلال حرفه‌ای، شجاعت اخلاقی، قضاوت حرفه‌ای و مهارت‌های ارتباطی)، و استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی به‌عنوان شرایط علّی شناسایی شدند که به‌عنوان پیش‌ران‌های اصلی شکل‌گیری گزارشگری مسائل عمده عمل می‌کنند. همچنین مؤلفه‌های اقتصادی و سیاسی (نظیر تورم، تحریم، بی‌ثباتی اقتصادی و فشارهای سیاسی) و فناوری‌های نوین (شامل هوش مصنوعی، داده‌کاوی، بلاکچین و حسابداری ابری) در زمره شرایط مداخله‌گر قرار گرفتند که می‌توانند فرایند گزارشگری را تسهیل یا محدود کنند. از سوی دیگر، انتظارات استفاده‌کنندگان (شامل سرمایه‌گذاران، تحلیلگران مالی و نهادهای ناظر) و ویژگی‌های شرکت (از جمله اندازه، پیچیدگی عملیات، ساختار مالکیت و کیفیت حاکمیت شرکتی) به‌عنوان شرایط زمینه‌ای مدل تلقی شدند. در بُعد تعاملی، کیفیت گزارشگری مالی و تعامل حسابرس و ذی‌نفعان به‌عنوان راهبردهای کنشی و واکنشی در مواجهه با پدیده محوری شناسایی گردیدند. در مرکز این مدل، گزارشگری مسائل عمده حسابرسی به‌عنوان پدیده محوری قرار دارد که خود تحت تأثیر مجموعه عوامل فوق شکل می‌گیرد و در نهایت به پیامدهایی نظیر اعتبار حرفه‌ای حسابرسی و اعتماد سرمایه‌گذاران به بورس منجر می‌شود. در بخش کمی پژوهش، به‌منظور اعتبارسنجی و آزمون تجربی الگوی استخراج‌شده، مدل مفهومی با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری این بخش شامل مدیران مالی، مدیران ارشد و اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بود. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و کرجسی تعیین گردید و نمونه‌گیری به‌روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بود که روایی آن از طریق روش‌های روایی صوری، محتوایی و سازه و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان داد که هر سه متغیر آموزش تخصصی حسابرسان، ویژگی‌های فردی حسابرسان و استانداردهای حسابرسی و الزامات قانونی تأثیر مثبت و معناداری بر گزارشگری مسائل عمده حسابرسی دارند که در این میان، نقش استانداردها و الزامات قانونی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین گزارشگری KAM شناسایی شد. همچنین، مؤلفه‌های اقتصادی و سیاسی، فناوری‌های نوین، انتظارات استفاده‌کنندگان، ویژگی‌های شرکت و گزارشگری مسائل عمده حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری دارند. به‌طور مشابه، مؤلفه‌های اقتصادی و سیاسی، فناوری‌های نوین، انتظارات استفاده‌کنندگان، ویژگی‌های شرکت و گزارشگری مسائل عمده حسابرسی بر تعامل حسابرس و ذی‌نفعان تأثیر معناداری نشان دادند. در ادامه، کیفیت گزارشگری مالی و تعامل حسابرس و ذی‌نفعان تأثیر مثبت و معناداری بر اعتبار حرفه‌ای حسابرسی داشتند و در نهایت، کیفیت گزارشگری مالی و تعامل حسابرس و ذی‌نفعان موجب افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران به بازار سرمایه شدند. شاخص‌های برازش مدل همگی حاکی از برازش مطلوب و قدرت پیش‌بینی مناسب مدل پژوهش بودند. شایان ذکر است که تأثیر مؤلفه‌های اقتصادی و سیاسی بر کیفیت گزارشگری مالی و بر تعامل حسابرس و ذی‌نفعان به‌صورت معکوس و منفی بوده است که بیانگر آن است که افزایش بی‌ثباتی اقتصادی و فشارهای سیاسی، به‌ترتیب موجب تضعیف کیفیت گزارشگری مالی و کاهش تعاملات سازنده میان حسابرس و ذی‌نفعان می‌گردد؛ در مقابل، سایر روابط شناسایی‌شده در مدل از جهت مثبت و افزایشی بوده‌اند. یافته‌های این پژوهش از جنبه‌های نظری، روش‌شناختی و کاربردی دارای دستاوردهای ارزشمندی است. از منظر نظری، این پژوهش با ارائه یک الگوی پارادایمیِ چندبعدی، به توسعه ادبیات حوزه گزارشگری مسائل عمده حسابرسی، به‌ویژه در زمینه تبیین نقش عوامل رفتاری، زمینه‌ای و نهادی کمک شایانی نموده و تلقی رایج از گزارشگری KAM را از یک فرآیند صرفاً فنی به یک کنش ارتباطیِ مبتنی بر قضاوت حرفه‌ای و تعاملات میان‌ذی‌نفعانی ارتقا می‌بخشد. از منظر روش‌شناختی نیز به‌کارگیری رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) با تأکید بر نظریه داده‌بنیاد، امکان تولید نظریه‌ای بومی و مبتنی بر تجارب زیسته خبرگان حرفه حسابرسی ایران را فراهم آورده است. در سطح کاربردی نیز نتایج این پژوهش می‌تواند مورد استفاده طیف گسترده‌ای از کنشگران حرفه حسابرسی و بازار سرمایه قرار گیرد: تدوین‌کنندگان استانداردها و نهادهای ناظر (نظیر سازمان حسابرسی و سازمان بورس و اوراق بهادار) می‌توانند از یافته‌های این پژوهش در جهت اصلاح و روزآمدسازی دستورالعمل‌های اجرایی و تقویت سازوکارهای نظارت کیفی بهره‌برند. مؤسسات حسابرسی و شرکای حسابرسی می‌توانند با آگاهی از نقش تعیین‌کننده ویژگی‌های فردی و آموزش تخصصی، در سیاست‌های جذب، آموزش و ارتقای نیروی انسانی خود بازنگری کنند. همچنین مدیران شرکت‌ها و اعضای کمیته‌های حسابرسی می‌توانند با درک بهتر از فرایند شکل‌گیری KAMها، زمینه تعامل سازنده‌تر با حسابرسان و بهبود فرآیندهای گزارشگری مالی را فراهم آورند. در نهایت، سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی نیز از طریق افزایش آگاهی از ابعاد مختلف گزارشگری مسائل عمده، می‌توانند درک عمیق‌تری از ریسک‌های اساسی شرکت‌ها و کیفیت فرآیند نظارتی حسابرسی به‌دست آورند که این امر به نوبه خود می‌تواند به کاهش عدم‌تقارن اطلاعاتی، افزایش کارایی بازار و تقویت اعتماد نهادی به بازار سرمایه ایران منجر شود. به‌طورکلی، پژوهش حاضر گامی مؤثر در جهت نظام‌مندسازی و بومی‌سازی دانش گزارشگری مسائل عمده حسابرسی در ایران برداشته و می‌تواند نقطه عطفی در تحول رویه‌های حرفه‌ای و ارتقای شفافیت گزارشگری مالی در کشور محسوب گردد.
واژگان کلیدی: گزارشگری مسائل عمده حسابرسی
کیفیت گزارشگری مالی
اعتبار حرفه‌ای حسابرسی
اعتماد سرمایه‌گذاران
نظریه‌پردازی داده‌بنیاد
مدل‌سازی معادلات ساختاری
شماره ثبت جزء نسخه جلد بخش قسمت مرجع شماره بازیابی در دست امانت تاریخ بازگشت ملاحظات
285082 1
Copyright 2026 by Payam Hannan co ltd. PayamLib.com