بررسی تأثیر اقدامات مدیریت کیفیت مرتبط با منابع انسانی در تولید محصولات جدید با دیدگاه قابلیت پویا (موردمطالعه: کسب‌وکارهای کوچک و متوسط) [پايان نامه فارسي]

مهسا غفاری

شناسگر رکورد: ۱۹۷۶۴
گرایش: استراتژی
رشته تحصیلی: مدیریت کسب و کار
عنوان: بررسی تأثیر اقدامات مدیریت کیفیت مرتبط با منابع انسانی در تولید محصولات جدید با دیدگاه قابلیت پویا (موردمطالعه: کسبوکارهای کوچک و متوسط)
نويسنده: مهسا غفاری
استاد راهنما : دکتر فاطمه کریمی جعفری
مقطع تحصیلی : کارشناسی ارشد
دانشگاه : خاتم
تاریخ دفاع : ۱۳۹۹
چکیده: امروزه افزایش رقابت، تغییرات نیاز مشتریان در فضای کسب و کار شرایطی را بوجود آورده است که دائماً در بازارهای رقابتی، شرکتها را به چالش میکشد؛ بنابراین توسعه محصول و نوآوری برای بقا و موفقیت شرکت در این شرایط حیاتی است و شرکتها همواره در پی یافتن راههایی برای گریز از عدم اطمینان و رسیدن به شرایطی هستند که بتوانند آینده را پیشبینی کنند و برای آن تمهیدات لازم را بی اندیشند. انعطافپذیری بهعنوان یک مزیت رقابتی برای شرکت در نظر گرفته میشود و موجب پذیرش شرایط پیشبینینشده میشود و همچنین تغییرات سریع محیطی را فراهم میکند. مدیریت کیفیت روی مجموعهای از اقدامات متمرکزشده که برخی روی مشتریان، تأمینکنندگان، کارکنان و مدیران و برخی روی جوانب فنی تمرکز دارند. پیادهسازی مؤثر این اقدامات به رویکردی یکپارچه نیازمند است. گرایش به یادگیری، فرایندهای یادگیری درون سازمان را هدایت کرده و منجر به یکپارچگی دانش جدید میشود. این بستر داخلی، درصورتیکه مبتنی بر گرایش به یادگیری و یکپارچه شدن دانش باشد، قابلیت سازمانی برای درک و پاسخ منظم به مجموعه گستردهای از تغییرات محیطی را تقویت کرده و ارتباطی را میان این پیشنیازها و انعطافپذیری استراتژیک نشان میدهد. بنابراین بسترسازمانی را شکل داده که در آن قابلیت پویا مانند توسعه محصول جدید در پاسخ به تغییرات محیطی تولید میشوند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اقدامات مدیریت کیفیت مرتبط با منابع انسانی در تولید محصولات جدید با دیدگاه قابلیت پویا میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مدیران تولید، کارشناسان تولید، مدیران کنترل کیفیت، مدیران تحقیق و توسعه مشاغل متوسط و کوچک شهر تهران میباشند که در حوزه مواد غذایی فعال هستند. برای تعیین حجم نمونه با توجه به اینکه حجم جامعه آماری نامحدود بوده است براساس فرمول کوکران تعداد نمونه در سطح اطمینان ۹۵% و با انحراف معیار ۵% برابر ۳۸۴ نفر برآورد گردید. با توجه به تعداد نمونه ۳۸۴ نفر، محقق ضمن پیش بینی احتمال عدم تکمیل یا عدم بازگشت اقدام به توزیع ۴۲۰ پرسشنامه نمود. این پژوهش از نظر نوع هدف کاربردی و از نظر نوع ماهیت توصیفی- پیمایشی است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده¬ها و بررسی فرضیات و پاسخ به سوالات تحقیق برای دست¬یابی به اهداف موردانتظار پژوهش از نرم افزار PLS استفاده شده است. درمجموع ۱۵ فرضیه در این تحقیق مطرح گردید. سه فرضیه مربوط به کار تیمی تائید نشد و دوازده فرضیه دیگر تائید شدند. نتایج نشان داد که گرایش به یادگیری با بتای ۰۸/۱ بیشترین تأثیر را بر یکپارچه سازی دانش در شرکتهای مذکور دارد و کمترین تأثیر نیز مربوط به اثر آموزش بر یکپارچه سازی دانش با بتای ۶۶۳/۰ می¬باشد. در نهایت با توجه به بررسی¬های صورت گرفته و نتایج بدست آمده، بهطور کلی به شرکتهای مذکور پیشنهاد می¬گردد که مدیریت کیفیت برای تحقق اهداف خود نیازمند آموزش تمام افراد است و مهارتهای کارکنان را میطلبد. همچنین این آموزش، دانش موردنیاز در سازمان را در مسیر استراتژی کلی سازمان به حرکت در میآورد و مهارتهای حل مسئله را بهبود میدهد.

واژههای کلیدی: مدیریت منابع انسانی، یکپارچهسازی دانش، گرایش به یادگیری، انعطافپذیری استراتژیک، توسعه محصول جدید
شماره ثبت جزء نسخه جلد بخش قسمت مرجع شماره بازیابی در دست امانت تاریخ بازگشت ملاحظات
283708 1
Copyright 2026 by Payam Hannan co ltd. PayamLib.com