| شناسگر رکورد: | ۱۹۸۳۸ |
| رشته تحصیلی: | پژوهش هنر |
| عنوان: | مطالعهی تطبیقی آثار رابیندرانات تاگور و سهراب سپهری با رویکرد فلسفه ی اگزیستانس |
| نويسنده: | مهتاب بهرنگ |
| استاد راهنما : | دکتر حمیدرضا بسحاق |
| مقطع تحصیلی : | کارشناسی ارشد |
| دانشگاه : | خاتم |
| تاریخ دفاع : | ۱۴۰۱ |
| چکیده: | پژوهش حاضر به تحلیل و تطبیق اشعار رابیندرانات تاگور و سهراب سپهری از منظر فلسفه¬ی اگزیستانس پرداخته است. تاگور و سپهری به گواهی آثار خود به ویژه اشعارشان، دغدغههای وجودی بسیار پررنگی دارند. خوب است دانسته شود که هنرمندان این دو کشور مانند تاگور از کشور هند و سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران که آثارش نشان از سلوک باطنی وی دارد، چگونه میاندیشیدند و چه نقاط اشتراک و اختلافی در نحوهی تفکر و آرمانهایشان وجود دارد. اگزیستانس یا اصالت وجود انسان، که چارچوب نظری این پژوهش را تبیین میکند مبتنی بر آموزهی الویت وجود بر ماهیت است. بر اساس این نظریه، انسان وظیفه¬دار کردار خود می¬باشد و این وظیفه جایگاه اضطرابی است که زندگی او را فرا گرفته است. اگزیستانس به مبانی چون امید نداشتن، یاس، وحشت و دلهره، تنهایی، رهاشدگی، پوچی، غم، احساس جرم و بی لیاقتی، مساله رهایی می¬پردازد و رابطه¬ی بودن و نبودن را مورد ارزیابی قرار میدهد. با شناخت مفاهیم اگزیستانس به نمود آن در آثار تاگور و سپهری پرداخته شد و هم¬چنین آثار این دو هنرمند از منظر اگزیستانس مورد بررسی قرار گرفته شد. در این پژوهش، مخاطب با فلسفه¬ی اگزیستانس آشنا میشود و به او این امکان را میدهد که با مشاهده و خوانش آثار هنرمندان یاد شده ارتباط بهتر و کامل تری برقرار کند، و با چارچوب پژوهش به مفاهیم جدیدی در اندیشه و آثار این هنرمندان دست پیدا کند. فهم اگزیستانس و شناخت فلسفه¬ی آن و رویت رشد آن در زندگی مدنی به عنوان موضوعی در تولید هنر، تاثیر دارد، به عنوان مثال زندگی و ادبیات این دو شاعر، چنان باهم گره خورده است که آن¬چه در شعرهایشان بر زبان آورده¬اند، حکایت از حالات وجودی آنان در طول زندگیشان است. تاگور در اشعارش¬همه¬ی دیدگاه¬های خود را منعکس کرده است، دغدغه¬ای اگزیستانسیالیستی چون زوال، فنا، ترس، اضطراب، پوچی و وانهادگی را تجربه کرده است، دغدغه¬هایی که حکایت از آن دارند که تاگور، هستی را تیره و تار می¬بیند و انسان را تنها، مضطرب و فناپذیر. شعرهای سپهری نیز عبارتند از : تنهایی، غم، عشق، نگاه به زندگی، مرگ و چگونگی مواجهه با امرمتعالی. سپهری در ابتدا گرفتار تنهایی فیزیکی و غم دنیایی است؛ غمی که هستی او را در منجلابی از زهر و تلخی فرو برده است. این تجربه¬های سرد و تاریک پس از مدتی در پناه نگاه عرفانی سهراب متبدّل می¬شوند و به تنهایی معنوی و حزنی عمیق که همراه با آن است، تبدیل می¬شوند. سپهری عاشقی را هم¬عنان با تنهایی معنوی، حزن ابدی و آرامش تجربه می¬کند. این¬دو شاعر تنهایی انسان را با توجه به فلسفه¬ی اگزیستانس، خواسته یا ناخواسته نشان داده¬اند. . در شعرهای تاگور و سپهری: اضطراب، ترس، در خود فرو رفتن مشاهده می¬شود. گویی هر کدام در دنیای درونی خود تنها هستند. این خصلت اگزیستانس است که هرکس مختص به خودش باشد. پس طبیعی است که اشخاص نتوانند دنیای درونی یک¬دیگر را بفهمند یا درک کنند، اما به هر جهت ما در یک اجتماع زندگی می¬کنیم و این یک التزام است که انسان¬هایی با اخلاق¬های والا باشیم با این¬که درد می¬کشیم. واژگان کلیدی: فلسفه¬¬ی اگزیستانس، رابیندرانات تاگور، سهراب سپهری، شعر و ادبیات. |
| شماره ثبت | جزء | نسخه | جلد | بخش | قسمت | مرجع | شماره بازیابی | در دست امانت | تاریخ بازگشت | ملاحظات | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 283751 | 1 |