| شناسگر رکورد: | ۲۰۱۵۷ |
| گرایش: | فلسفه محض |
| رشته تحصیلی: | فلسفه |
| عنوان: | جایگاه اسطوره های فرجام شناختی در فلسفه افلاطون |
| نويسنده: | سعیده محمدزاده مزینانی |
| استاد راهنما : | دکتر سیدمحمدرضا حسینی بهشتی |
| استاد مشاور: | دکتر ایمان شفیع بیک دکتر زهره معماری |
| مقطع تحصیلی : | دکتری تخصصی |
| دانشگاه : | خاتم |
| تاریخ دفاع : | ۱۴۰۱ |
| چکیده: | چکیده اندیشه فرجام شناسی در یونان باستان به تدریج دستخوش تحولاتی شده است، چراکه برخلاف تصویر بدبینانه و تاریک هومر از زندگی پس از مرگ و وجود شبح مانند ارواح هادس، به تدریج تصویری خوشبینانه شکل میگیرد. البته در این شکل گیری، تفکر اورفئوسی و فیثاغوری تأثیرگذار بودهاند، زیرا بنا بر دین اورفئوسی و تفکر فیثاغوری، فرجامشناسی ایدههای مختلفی درباره زندگی پس از مرگ را دربرمیگیرد؛ ایدههایی مشتمل بر قضاوت ارواح، پاداش و مجازات، سرنوشت ارواح، تناسخ و نحوه رهایی از آن و در نتیجه الوهیت و جاودانگی. در این دوره، رستگاری از طریق برگزیدن یک نوع زندگی خاص و یا از طریق گرویدن به اسرار، محبوبیت پیدا میکند. چنین نگرشی به فرجام شناسی و اهمیت رستگاری را در اسطوره های فرجام شناختی افلاطون نیز میتوان دید. از نظر افلاطون اسطوره های سنتی فریبنده و آسیبزننده هستند، اما او در عین حال برای تبیین اهداف فلسفی خود در حوزه فرجامشناسی، اسطورههایی را خلق میکند. این اسطورهها درونمایه اورفئوسی_فیثاغوری دارند، ولی در این باره که افلاطون بیشتر تحت تأثیر دیدگاه اورفئوسی بوده یا فیثاغوری میان اندیشمندان اختلافنظر وجود دارد. این پژوهش، درصدد توضیح و تفسیر اسطوره های افلاطون و کارکرد آنها به روش توصیفی_تحلیلی است و به منظور پی بردن به اینکه او کدام آموزه فرجام شناختی را از دین اورفئوسی اقتباس کرده و کدام یک را از تفکر فیثاغوری، به آموزههای این دو سنت نیز میپردازد. |
| واژگان کلیدی: | فرجام شناسی، اسطوره، روح، تناسخ، قضاوت ارواح، الواح اورفئوسی، فیثاغوریان |
| شماره ثبت | جزء | نسخه | جلد | بخش | قسمت | مرجع | شماره بازیابی | در دست امانت | تاریخ بازگشت | ملاحظات | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 283983 | 1 |
جهت مشاهده فایل دیجیتال با حساب کاربریتان وارد شوید